محمد تقي المجلسي (الأول)

106

يك دوره فقه كامل فارسى (فارسى)

فداى اوست و شرط است كه ملك او نباشد پس اگر بگويد كه خانهء من از ان فلانكس است درست نيست و اگر بگويد كه اينخانه ملك فلانكس است و بود ملك من تا وقت اقرار اوّل سخنش اقرار درست است و اگر اقرار كند كه زيد راست از ميراث من از پدر من اقرار درست نيست و اگر اقرار كند بانكه فلانكس را بر من چيزيست يا ماليست و تفسير كند بهر انچه انرا مال گويند ازو قبول كنند و اگر تفسير كند بيكدانهء گندم يا شراب يا پرسش خستگى يا جواب سلام قبول نكنند و اگر تفسير نه‌كند بمالى او را در بند كنند تا انرا بيان كند پس اگر گويد كه يكدرهم است و انكس دعوى كند كه مراد تو ده درهم بوده است ان دعوى نشنوند و اگر دعوى بدينگونه كنند كه مرا نزد تو ده درهم است دعوى او بشنوند پس اگر مقر سوگند ياد كند كه يكدرهم بيش نيست ازو قبول كنند و اگر اقرار كند بانكه فلانكس راست بر من صد دينار محمول است بر ديناريكه در انشهر رائج است و اگر چند دينار باشد رائج در انشهر بيان كند كه كدام مراد اوست و اگر تفسير بدينارى كند كه رائج نباشد قبول نكنند و اگر اقرار كند بانكه فلانكس راست بر من از يكدينار تا بده دينار لازمست برو نه دينار و اگر اقرار كند به انكه فلانكس راست بر من يكدرهم در ده درهم و او ارادهء ضرب يكدرهم در ده درهم حساب نكرده باشد او را يكدرهم لازم است و اگر ارادهء حساب كرده باشد ده درهم و اگر اقرار كند بظرفيكه درو چيزى باشد ظرف لازم است و انچيز لازم نيست و اگر اقرار كند به چيزى كه در ظرفيست ان چيز لازم است و ظرف لازم نيست پس اگر گويد فلانكس راست نزد من صندوقى كه در ان كتابست لازم است برو كه صندوق بدهد و كتاب لازم نيست و اگر بگويد كه كتابى كه در صندوقست لازم است كه كتاب بدهد و صندوق لازم نيست و اگر در دو وقت بيكنوع عبارت اقرار كند مثل انكه در زمانى گويد كه فلانكس راست نزد من ده دينار و در زمانى ديگر بگويد كه همانكس را نزد من است ده دينار يك اقرار باشد و بيش از ده دينار برو لازم نباشد مگر انكه هر يك را سببى بيان كند مثل انكه در اوّل گويد كه ده دينار به قرض ازو ستدم و در نوبت ديگر گويد كه ده دينار ازو مالى خريده‌ام و اقرار بمال اندك داخل است در اقرار بمال بسيار چون از يكجنس باشند مثل انكه گويد فلانكس را نزد منست ده دينار و بعد از ان گويد همانكس را نزد منست صد دينار انده دينار داخل باشد و برو لازم نيست الّا صد دينار و اگر اقرار كند بانكه فلانكس را نزد منست اسپى كه برو زينى است اقرار است به اسب تنها و زين از ان انكس نباشد و اگر اقرار كند بانكه فلانكس راست نزد من صد و يكدينار بيانش بايد نمود كه مراد او به صد چيست و بهر مالى كه بيان كند قبول كنند و اگر اقرار كند بانكه فلانكس را نزد منست يكدينار و نيم همچنين بايدش نمود بانكه مراد او از نيم چه چيز است فصل دوّم در اقرار به نسب شرط است كه مقر اهليت اقرار داشته باشد بانكه شرطها كه در پيش ياد كرديم درو باشد و انكه مقر له قبول كند ان اقرار را و انكه حس يا شرع نفى ان نكند و در اقرار به فرزند انكه كسى با او نزاع نكند پس اگر اقرار كند بانكه فلانكس پسر من است و انكس بسن ازو بزرگتر است اقرار درست نباشد زيرا كه حس نفى ان مىكند و اگر انكس مشهور باشد كه پسر ديگر است هم اقرار درست